تبليغاتX
پرچمهای سیاه خراسان
 
 به سايت  پرچمهای سیاه خراسان  خوش آمدید    بررسی روایات مربوط به یاران درفشهای سیاه ایران و خراسان در عصر ظهور 
       
 
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
آخرين اخبار ارسالي سایت
انتخاب طرح قرآنی بيرق‌های سياه خراسان به عنوان ایده منتخب جشنواره آخرين منجی
بیرقهای سیاه و لفظ جلاله الله در طرح نگارش علیا
امام محمد باقر (ع) : قائم ما در الر بپا خيزد
زمینه سازی برای بازسازی حرم ائمه بقیع با برافراشتن پرچمهای سیاه خراسان
شرح تصويری آيه شريفه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» بر روی پايگاه ثقلين قرار گرفت
زمينه سازي نهايي براي ظهور امام زمان (عج)
ظهور از واقعیت تا تطبیق
آخرین فتنه
آخرالزمان، جنگ جهانی سوم ؛ و ائتلاف صليب و صهيون و وهابيت
ظهورامام زمان جدی است
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب سایت
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
89/08/01 - 89/08/30
89/05/01 - 89/05/31
89/03/01 - 89/03/31
89/02/01 - 89/02/31
89/01/01 - 89/01/31
88/12/01 - 88/12/29
88/11/01 - 88/11/30
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/05/01 - 87/05/31
87/01/01 - 87/01/31
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
84/11/01 - 84/11/30
 
موضوعات

ایرانیان صاحبان پرچمهای سیاه

پرچمهای سیاه و بازسازی بقیع

پرچمهای سیاه و قرآن علیا

پرچمهای سیاه و کمان عاشورا

پرچمهای سیاه و وبلاگهای منتظر

کمربندهای سیاه

پرچمهای سیاه تاریخ

رموز رنگ سیاه

روانشناسی رنگها

کتابت با جوهر سیاه

خراسان و پرچمها

رنگ شناسی در مذهب

رسانه در اسلام

قرآن و سیاهی خط

پرچمهای عزای حسینی

دهه فاطمیه و بیرقها

خسوف و سیاهی ماه

کسوف و سیاهی آفتاب

سیاهی شب و نماز

سیاه و سفید

جمع رنگها و سیاهی

سیاه چاله و سفید چاله

دود و سیاهی و دخان

درفشهای سیاه خراسان

 


بررسی کاربرد و مفهوم رنگها در اسلام و ملل مختلف

در قرآن كتاب هدايت و تكامل بشر، با اشاره به هدايت تكوينی خداوند در آفرينش طبيعت، انسان را متوجه تاثير غير مستقيم محيط اطرافش كرده و در خلال آن به تاثير روانی رنگها در انسان می‌كند. از جمله در آيه 69 سوره بقره به بيان تاثير رنگ زرد پرداخته می‌فرمايد: «... زرد يكدست و خالص كه رنگش بينندگان را شاد می‌كند» و بارزترين ويژگی آن را توليد شادی معرفی می‌كند.

با توجه به آيه مذكور خواص رنگ زرد را می‌توان چنين بيان كرد. گرمابخشی؛ «انه يقول بقرة صفرآء فاقع لونها تستر الناظرين»، در اين آيه «صفراء» با صفت «فاقع» آمده است. اين چينش در بردارنده نكته مهمی در مورد رنگ زرد است، زيرا فاقع از نظر لغوی به معنای زرد يكدست پررنگ و خالص است و از دقت در معنای در آن چنين استفاده می‌شود كه رنگ زرد با ويژگی‌های مذكور تشابه زيادی با رنگ موی شتر دارد. زيرا اغلب، رنگ موی شتران زرد پر رنگ يكدست است.

خداوند در قرآن كريم در اين باره می‌فرمايد: «انما ترمی بشرر كالصفر كانه جمالت صفير»، همانا آن (دوزخ) شراره سحابی چون كاخ پرتاب می‌كند گويی اشترانی زرد رنگند. در آيه فوق «جمالة» جمع «جمل» به معنی شتر و «صفر» جمع صفرا به معنی زرد است.

در اين آيه وجه شبه، رنگ زرد، شعله و سرعت آن است كه نتيجه چنين حالتی حرارت‌بخشی زياد است. يعنی شعله‌های جهنم همانند شتران زردی هستند كه از نظر تندی با سرعت زياد به هم می‌پيچند. بنابراين حرارت بخشی يكی از خواص رنگ زرد است.

سرعت‌بخشی و نشاط‌آور بودن؛ با توجه به آيه مورد بحث «انه يقول بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرين»، خاصيت دوم رنگ زرد، سرعت‌بخشی آن است. همان‌طور كه در معنای «فاقع» بيان شد، رنگ زرد مورد نظر در آيه فوق، رنگ زردی با ويژگيهای خاص (يكدست، خالص، پررنگ) است. به عقيده عده‌ای چنين رنگی، منظری زيبا دارد. زيرا قرآن كريم در ادامه آيه، با بيان «تسر‌الناظرين» به اين امر اشاره آشكار فرموده است. امام صادق(ع) ‌می‌فرمايد: هر كس رنگ زرد بپوشد تا زمانی كه در پايش است در خوشحالی به سر می‌برد و نيز از امام علی(ع) نقل شده است: هر كس كفش زرد بپوشد كدورت و غصه‌اش كاهش می‌يابد.

بنابراين با استناد به شواهد قرآنی و روايی مسرت‌بخش بودن، خاصيت دوم رنگ زرد است و امروزه اين امر برای روان‌شناسان نيز امری اثبات شده است و آنها معتقدند كه: اين رنگ علاوه بر حرارت‌بخشی، مظهر شادی‌آفرينی است. از اين رو در درمان بعضی از بيماری‌های عصبی از آن استفاده می‌كنند.

تقويت قوه جنسی؛ امام صادق(ع) می‌فرمايد: از كفش زرد استفاده كنيد زيرا در آن سه خصلت زير است: 1- چشم را نورانی می‌كند، 2- قوه جنسی را تقويت می‌كند، 3- غم و غصه را از بين می‌برد.

امام باقر(ع) می‌فرمايند: «ما لباس زرد را در خانه می‌پوشيم.»، ايشان در بيان علت پوشش چنين لباسی در منزل فرموده‌اند: «همانا با زنی از قريش ازدواج كردم.»

از فرمايشات امام باقر(ع) دو خاصيت مهم رنگ زرد استفاده می‌شود: 1- مسرت و نشاط‌آورد بودن، 2- تحريك‌كنندگی.

ايشان به صراحت اهميت و جايگاه اين رنگ را در زندگی زناشويی بيان می‌كند. چون انسان موجودی است كه از لحاظ فطری زيبا خلق شده و دوستدار زيبايی است و برای هر دو جنس، افزايش و حفظ زيبايی ظاهر هميشه جای خود را محفوظ نگه داشته و ارزش بالايی دارد. به همين علت به هر دو زن و مرد سفارش شده كه جهت رعايت حقوق يكديگر نسبت به آراستگی ظاهر كوشا باشند.

امام باقر(ع) در زمينه سفارش به آراستگی زنان می‌فرمايد: برای زن سزاوار نيست كه خود را نيارايد و امام علی(ع) در حديثی اين آراستگی را مختص به همسرانشان معرفی می‌كنند و می‌فرمايند: زنهار كه خود را برای مردم بيارايی و با معصيت به جنگ خدا بروی. البته تذكر امام مربوط به آرايشی است كه فرد در مقابل نامحرم انجام می‌دهد در نتيجه عامل معصيت خود و ديگری می‌شود و به اين روش شيطان را ياری می‌رساند.

همانطور كه بيان شد، رنگ‌ها می‌توانند يك عامل برای آراستگی زن و مرد در زندگی زناشويی محسوب شوند و در تداوم روابط بين همسران نقش مهم ايفا كنند.

در همين راستا ابوخالد از سيره امام سجاد(ع) روايت می‌كند: «روزی به خدمت امام زين‌العابدين(ع) رسيدم و ايشان را با لباسی رنگين در اتاقی مزين به رنگ شيری ديدم، مدت كمی در آنجا نشستم سپس جهت برگشتن بلند شدم، امام فرمود: «فردا به سوی من بيا» فردای آن روز دوباره به حضور ايشان رفتم. ديدم در منزلشان باز است و كسی در آنجا نيست امام مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود «داخل شو» و وقتی داخل شدم ديدم اما در خانه‌ای گلی بر روی حصير در حالی كه لباس خشن به تن دارد نشسته است. امام فرمود: ديروز نزديك به زمان عروسی بود و من به خاطر همسرم آراسته بودم»

پوششهاى رنگى در اسلام
 
 طبيعت، آميخته و جلوهاى از رنگهاى بسيار متنوع و گوناگون اشيا و گياهان و جانوران است كه خداوند رحمان در اختيار انسان قرار داده و استفاده از اين نعمتها را روا دانسته است.
 به نظر مى رسد كه اسلام در وهله اول در مورد بهره گيرى از تمامى رنگهاى طبيعى ـ حتى سياه ـ نظر مثبت دارد و حكم به حرمت و يا كراهت استفاده از هيچ رنگى را صادر نكرده است، مگر در موارد ذيل:
 1ـ اگر رنگى مخصوص و يا تركيبى از دو يا چند رنگ به سبك و فرمى خاص، شعار و علامت دشمنان اسلام و يا گروهى از آنان ـ گرچه در مقطعى از زمان باشد ـ تا وقتى كه آن رنگ و يا تركيب مخصوص به عنوان ويژگى آن گروه است، استفاده از آن جايز نيست. براى مثال در روايتى مى بينيم كه امام على ـ عليهالسلام ـ استفاده از پوشش سياه را به اين دليل كه لباس فرعون بوده، نهى فرموده است.
 2ـ اگر كسى با استفاده از رنگ و يا تركيب خاصى از رنگها و علامتها خود را انگشت نماى ديگران كند و به اصطلاح اقدام به پوشيدن لباس شهرت نمايد، دچار عمل حرام شده و بايستى از آن دورى ورزد.
 3ـ برخى از رنگها اثر روحى و روانى نامطلوبى بر انسان ـ گرچه در مقطع و يا مقاطع خاصى از زمان ـ و يا بر اعمال عبادى او مى گذارند كه بشر ممكن است از فلسفه و حكمت آنها بى اطلاع باشد. براى نمونه استفاده از لباس سياه در نماز و اعمال حج و عمره اين گونه است. همچنين پوشيدن لباس زرد و زعفرانى، بلكه به طور كلى لباسهاى رنگى در نماز، خوشايند نيست و كراهت دارد.
 4ـ رعايت شؤون اجتماعى اسلام و عرف مذهبى ايجاب مى كند كه انسان از پوشيدن لباسهاى رنگينى كه سَبُك و زننده محسوب مى شوند، اجتناب نمايد و براى هر جايى پوشش خاصى داشته باشد و از هر نوع لباس زيبايى در انظار عمومى بهره نبرد.
 در روايتى از امام صادق ـ عليهالسلام ـ خطاب به عبيد بن زياد آمده است:
 «اياك ان تزين الا فى احسن زىّ قومك»
 «خود را تزيين مكن جز به مثابه و فرم كسانى كه با آنان زندگى مى كنى.»
 در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است:
 «خيرُ لِباسِ كلِ زمان لباسُ اَهْلِهِ»
 «بهترين پوشش در هر عصرى، لباس مردم همان زمان است.»
 لازم به توضيح نيست كه فرموده امام در صورتى است كه فرهنگ و نحوه پوشش مردم متأثر از فرهنگ بيگانه و يا با بى توجهى به عرف اصيل آن جامعه نباشد; چون در آن صورت شامل گفته ايشان نمى شود.
 علامه مامقانى در اين زمينه گويد:
 «آنچه از پارهاى از روايات استفاده مى شود، اين است كه بهترين و زيباترين لباس از لحاظ جنس و ويژگى، آن است كه به سان لباسهايى كه ميان متدينين متعارف است، باشد. و شايسته ترين لباس هر دوره، پوشش مردم آن عصر است.»
 بنابراين انسان متعهد بايد از عرف زمان و مكانى كه در آن زيست مى كند، پيروى كند و در كيفيت تزيين و رنگ لباسهاى خود با توجه به متعارف گام بردارد. از همين روست كه در برخى از عرفها و حتى برخى از دورهها بعضى از لباسهاى رنگى، شايسته است، اما در جوامع و يا اعصار ديگر همان لباسها را سبك و دور از شأن يك مسلمان به شمار مى آورند. حتى مى بينيم در يك زمان و بين متدينين، استفاده از لباسى يا رنگى مخصوص را براى محيط خانه و يا محيط كار، مناسب مى دانند، اما براى خيابان و مجامع عمومى نه.
 در روايتى در مورد مسأله اخير از امام باقر ـ عليهالسلام ـ آمده است:
 «كنا نلبس المعصفر فى البيت.»
 «ما لباس زرد رنگ را در منزل مى پوشيم.»
 
 
 پوشش زرد در روايات
 در روايات اسلامى به استفاده از پوششهاى زرد توصيه و ترغيب و بهره گيرى از آنها بلامانع دانسته شده است. در روايتى امام باقر ـ عليهالسلام ـ فرموده است: «ما لباسهاى زرد رنگ و گلگون مى پوشيم.»
 در حديث ديگرى محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق ـ عليهماالسلام ـ نقل كرده كه امام فرمود: «در پوشيدن لباس زرد اشكالى وجود ندارد.»
 در حديث ديگرى آمده كه ابى الجارود گويد: «امام باقر ـ عليهالسلام ـ لباس زرد رنگ مى پوشيد.»
 در روايت ديگرى آمده كه امام كاظم هنگامى كه پدر گرامى اش در قيد حيات بود، لباسى زرد رنگ به تن شريفاش داشت.
 در برخى روايات استفاده از لباس زرد تنها در محل خانه مناسب دانسته شده است. امام باقر ـ عليهالسلام ـ در اين باره فرموده است: «ما لباس زرد را در منزل مى پوشيم.»
 البته در برخى از روايات مى بينيم كه حتى اهل بيت عصمت هم در خارج از منزل از پوششهاى زرد رنگ استفاده مى كردهاند. زراره گويد: ديدم امام باقر ـ عليهالسلام ـ در حالى كه جُبّه و عمامه و ردايى زرد رنگ بر تن داشت از منزل خارج شد.
 همان گونه كه از اهل بيت عصمت نقل شده، بهترين پوشش هر عصرى لباس مردم همان زمان است. اگر مى بينيم كه اهل بيت عصمت هم از لباسهاى زرد بهره مى گرفته اند، شايد به اين دليل بوده كه در آن عصر، عرف، چنين پوششى را دور از شأن افراد متشخص نمى دانسته است.
 برخى از فقها استفاده از لباس زرد را در غير عروسى، مكروه دانسته اند.
 در مجموع مى توان نتيجه گرفت كه استفاده از رنگ زرد دست كم در برخى از موارد مجاز بلكه ترغيب و به غير از لباس، در مورد نعلين، رنگ زرد توصيه شده است.
 در حديثى آمده است كه امام صادق ـ عليهالسلام ـ به يكى از اصحابش كه نعلين سياه پوشيده بود فرمود:
 «تو را به نعلين سياه چه كار! مگر نمى دانى كه براى چشم زيان دارد و در مردانگى سستى ايجاد مى كند؟!»
 در حديث ديگرى حنان بن سدير گويد: به محضر امام صادق ـ عليهالسلام ـ مشرف شدم. نعلينم سياه رنگ بود. امام به محض ديدن آنها فرمود: حنان، تو را به نعلين سياه چه كار! مگر نمى دانى كه سه خصوصيت بد دارد: چشم را ضعيف و مردانگى را سست مى نمايد و غمبار است؟! حنان پرسيد: پس چه نعلينى بپوشم؟ امام ـ عليهالسلام ـ فرمود: نعلين زرد كه سه ويژگى نيكو دارد: چشم را روشنى مى بخشد و اندوه را مى زدايد و به مردانگى قوام مى بخشد و با اين همه از جمله پوششهاى انبياست.
 
 پوشش قرمز در اسلام

 از ديدگاه اسلام، استفاده از پوششهاى قرمز در اصل، اشكالى ندارد، مگر آن كه عرف به دليلى آن را ناپسند شمارد; مثلاً ـ چونان امروزه ـ استفاده از اين رنگ را در لباسهاى رو در ملأ عام سبك يا زننده و تحريك آميز انگارد. در اين صورت حكم جواز به كراهت يا حرمت تغيير مى كند.
 در حديثى از امام صادق ـ عليهالسلام ـ به حكم اوليه و برخى از احكام ثانويه استفاده از پوششهاى قرمز و كلاً پوششها اشاره شده است.
 ايشان فرموده اند: اميرالمؤمنين ـ عليهالسلام ـ فرمود:
 «رسول خدا ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ مرا از پوشيدن لباسى كه باعث انگشت نما شدن و شهرت در ميان مردم باشد، نهى كرد. اما من نمى گويم كه ايشان شما را از پوشيدن لباسى كه قرمز سير است، بازداشته است.»
 چنان كه ملاحظه مى شود، در استفاده از رنگ قرمز تقريباً قيد و شرطى وجود ندارد، از اين رو مى توان با توجه به اين حديث گفت كه جز در مورد استثنا شده استفاده از رنگ قرمز براى مردان و زنان حتى در ملأ عام هم اشكالى ندارد. اما چون در روايات ديگر به همسويى و رعايت عرف تأكيد گرديده و بهترين لباسها، لباسهاى اهل زمان بازگو شده، مشخص مى شود كه در استفاده از رنگ قرمز، قيود عارضى بايد در نظر گرفته شود.
 در روايتى آمده كه شخصى به نام حكم بن عقبه خدمت حضرت باقر ـ عليهالسلام ـ رسيد و ديد ايشان لباسى به رنگ سرخ تيره به تن شريفش دارد.
 امام باقر ـ عليهالسلام ـ پرسيد: نظرت درباره اين لباس چيست؟ حكم گفت: درباره لباسى كه شما پوشيدهايد، چه مى توانم بگويم، اما جوانان شوخ طبع وقتى چنين لباسى مى پوشند، بر آنان خرده مى گيريم. امام فرمود: چه كسى زينتهاى خداوند را حرام كرده است؟!
 سپس فرمود: اما من به اين علت آن را پوشيده ام كه تازه دامادم.
 در روايت ديگرى نظير آن مى بينيم كه وقتى يكى از اصحاب به نام مالك بن اعين به حضور امام باقر ـ عليهالسلام ـ شرفياب شد، ديد ايشان لباسى به رنگ سرخ تيره به تن شريفاش دارد. اين منظره او را شگفت زده كرد و در پى آن لبخندى زد.
 امام كه متوجه او شد، فرمود: مى دانم براى چه مى خندى، براى اين تنپوش مى خندى. ثقيفه مرا به پوشيدن آن مجبور ساخته و چون من به او علاقه مندم نمى خواستم ناراحتش كنم. مالك گويد: سپس امام فرمود: اما ما با آن نماز نمى خوانيم و شما نيز در تنپوش سرخ تيره نماز به جا نياوريد. 0
 براساس خبرى، اصحاب پيامبر ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ زنان خويش را از پوشيدن كفشهاى قرمز و حتى زرد باز مى داشتند; زيرا معتقد بودند كه از زينتهاى آل فرعون است. اما در مجالس خصوصى و در بين خانواده ها نه تنها مردان كه زنان و دختران هم مجازند از پوشش قرمز به تناسب حال خويش بهره بگيرند. شايد مؤيد اين نظر، روايتى باشد كه در آن، حضرت باقر ـ عليهالسلام ـ فرمود: ما لباسهاى قرمز و زرد مى پوشيم.
 اين در حالى است كه جمعى از فقها بهتر و شايسته تر دانسته اند كه استفاده از هر نوع پوشش رنگى در نماز ترك گردد. و برخى استفاده از پوشش قرمز را در هر حالى جز زمان عروسى مكروه دانسته اند.
 شيخ يوسف بحرانى در مورد جواز استفاده از لباسهاى رنگين از جمله رنگ قرمز با توجه به روايات و سيره ائمه اطهار ـ عليهمالسلام ـ گفته است: پوشيدن لباسهايى كه به رنگ قرمز سير و زرد سير و زعفرانى و كلاً رنگهاى تند است، در غير نماز جايز است و تعدادى از روايتها اشاره دارد كه ائمه اطهار ـ عليهمالسلام ـ در مواردى كه اظهار زينت پسنديده و مستحب است، چنين لباسهايى پوشيدهاند.
 روايت مالك بن اعين بن اين مطلب اشاره دارد. نيز تعدادى از اين دست احاديث را كلينى در كتاب زينت و لباس كافى آورده است.
 
 پوشش سبز

 در اسلام از رنگ سبز تعريف و تمجيد شده است. برخى از فقيهان در ترتيب درجه رنگ لباس از نظر خوبى گفته اند: بهترين رنگها در لباس، سفيد و بعد از آن زرد و سپس سبز و بعد از آن سرخ ملايم و كبود و عدسى است. امّا سرخ تيره مكروه است ـ به ويژه ـ در نماز و پوشيدن لباس سياه كراهت شديد دارد.
 در خبرى آمده است كه رسول خدا ـ صلىالله عليه وآله وسلم ـ قبايى از سندس داشت. وقتى آن را مى پوشيد رنگ سبزش به همراه سپيدى رنگ آن حضرت، به وى جلوه خاصى مى بخشيد. همچنين نقل شده كه آن حضرت لباس سبز را دوست مى داشت.
 نيز از ابوالعلاء روايت شده كه گفت: ديدم امام صادق ـ عليهالسلام ـ در حال احرام بُردى سبز به تن داشت. مرحوم مجلسى در مرآة العقول بعد از نقل روايت فوق گويد: اين عمل امام دلالت بر عدم كراهت، و جواز احرام در رنگ سبز در صورتى كه لباس احرام بُرد باشد، مى كند. شايد هم براى بيان اصل جواز باشد.
 در حديث ديگرى است كه امير مؤمنان ـ عليهالسلام ـ حضرت خضر را در حالى كه دو برد سبز به تن داشت، مشاهده كرد.
 در حديث جالب ديگر درباره ماجراى ولادت باشكوه حضرت حجت ـ عليهالسلام ـ از زبان حكيمه خاتون آمده است: امام حسن عسكرى ـ عليهالسلام ـ شخصى را با پيغامى نزد من فرستاد كه اى عمه! امشب روزهات را نزد من افطار كن كه شب نيمه شعبان است و نزديك است در همين شب فرزندى كه كريم است نزد خداى عز و جل و حجت اوست بر مردم ... متولد شود.
 جناب حكيمه گويد: وقتى روز سوم از وقتى كه حضرت حجت ـ عليهالسلام ـ متولد گشت، شد، شوقم به ديدن ولى الله افزون گرديد. لذا براى بازديد رفتم به حضور ايشان. اول به حجرهاى كه نرجس خاتون بود، رفتم ... پس سلام كردم بر او و سپس متوجه جانبى از حجره شدم كه گهوارهاى در آن جا بود. ديدم روى آن پوششى سبز رنگ است. رفتم به سوى آن گهواره، پوشش سبز رنگ را كنار زدم، ديدم كه ولى الله به پشت خوابيده، نه پاهايش را بسته اند و نه دستهاى مباركش را. چشمهاى خود را گشود و خنديد و با من با انگشتان خويش راز گفت. آن جناب را برداشتم و نزديك دهان خود آوردم كه ببوسم، بوى خوشى كه تا آن زمان نظيرش را استشمام نكرده بودم، به مشامم رسيد. در آن حال امام حسن عسكرى ـ عليهالسلام ـ فرمود: اى عمه! كودكم را بياور ... .
 چنان كه ملاحظه مى شود پوشش حضرت حجت ـ عليهالسلام ـ و يا گهواره ايشان سبز رنگ بوده است.
 نكته پايانى آن كه گرچه رنگ سبز، رنگ پسنديده و نيكويى است ولى برخى فقها استفاده از هر لباس رنگينى را در نماز مكروه و ناشايسته دانسته اند.
 
 پوشش سفيد
 بىشك بهترين رنگ لباس در اسلام، رنگ سفيد است. امام باقر ـ عليهالسلام ـ فرمود: پيامبر ـ صلىالله عليه وآله وسلم ـ فرموده است:
 «هيچ رنگى در لباسهايتان بهتر از سفيد نيست. از چنين لباسى استفاده و مردگان خويش را با پوشش سفيد كفن كنيد.»
 نيز نقل شده كه بيشتر لباسهاى پيامبر ـ صلىالله عليه وآله وسلم ـ به رنگ سفيد بود.
 پوشيدن لباس سفيد در نماز استحباب دارد; بلكه در هر حال استفاده از چنين لباسى سنت است. البته اگر عرف جامعه استفاده از پوشش سفيد را براى مثلاً بانوان و دختران در انظار عمومى نادرست بداند، بهره بردارى از آن صحيح نخواهد بود.
 
 پوشش سياه
 در روايات اسلامى در غالب موارد استفاده از پوششهاى سياه نهى شده است. در روايتى آمده است كه از جمله تعاليم امام على ـ عليهالسلام ـ به يارانش اين بود: لباس سياه مپوشيد چرا كه پوشش فرعون بود. در خبر ديگرى آمده كه رسول ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ استفاده از رنگ سياه را در پوششها ناخوش داشت.
 امام صادق ـ عليهالسلام ـ فرموده است: خداوند به پيامبرى از انبيا وحى كرد كه به مؤمنان بگو: لباسهاى دشمنانم را مپوشيد و خوردنى هاى آنها را نخوريد و راههايى را كه آنان مى پيمايند، طى نكنيد كه دشمنم مى شويد، چنان كه آنان هستند.
 شيخ صدوق بعد از نقل اين خبر مى نويسد: مقصود امام از لباسهاى دشمنان خدا، لباس سياه است. البته چون در آن زمان شعار و رنگ لباس عباسيان سياه بود، چنين لباسى لباس دشمنان خدا به شمار مى آمده است.
 در تعدادى از روايات، پوشش سياه به اين دليل كه لباس اهل جهنم و زىّ عباسيان بوده، مكروه اعلام شده است. اما در اين دوران كه رنگ سياه خصوصيت آن زمان را ندارد، چنين پوششى، لباس دشمنان خدا نيست.
 آيتالله شيرازى در اين باره گويد: استفاده از لباس سياه به اين دليل كه در عصر حكومت عباسيان شعار آنان بوده، مكروه اعلام شده بود. اما در اين زمان اگر اين رنگ ديگر اين ويژگى را نداشته باشد، پوشيدنش هم كراهتى نخواهد داشت و از جمله لباسهاى دشمنان خدا به شمار نمى آيد.
 بايد توجه داشت كه در هر عصرى، شباهت داشتن به كفار و مشركان تفاوت مى كند و چه بسا در دورهاى استفاده از رنگى خاص و يا فرمى مخصوص از مصاديق شباهت به دشمنان خدا باشد و در عصرى ديگر نباشد.
 
 پوشش سياه در هنگام نماز
 استفاده از پوشش سياه در هنگام خواندن نماز مكروه است و در اين حكم، تفاوتى ميان زن و مرد وجود ندارد. حتى استفاده از شب كلاه سياه هم در نماز نامطلوب است.
 روايت است كه شخصى از امام صادق ـ عليهالسلام ـ پرسيد: آيا مى توانم با شب كلاه سياه نماز بخوانم؟ حضرت فرمود: خير، زيرا سياه، رنگ لباس دوزخيان است! حتى برخى از فقها گفتهاند كه استفاده از شب كلاه سياه كراهت شديد دارد.
 
 پوشش سياه در اعمال حج و عمره
 بهرهگيرى از رنگ سياه در لباس احرام خوشايند نيست. حسين بن مختار گويد: از امام صادق ـ عليهالسلام ـ در مورد احرام در پوشش مشكى پرسش كردم. حضرت فرمود:
 «در لباس سياه نبايد احرام صورت گيرد و با چنين پوششى نبايد ميت كفن شود.»
 علامه مجلسى بعد از نقل اين روايت گويد: شيخ طوسى با توجه به حديث فوق، احرام را در لباس سياه حرام دانسته، كه البته صحيح نيست، چون مقصود امام تأكيد در كراهت استفاده از چنين رنگى است نه حرمت آن. نتيجه آن كه از نظر اسلام استفاده از پوشش سياه در هر حالى ـ چه در انجام عبادتهايى چون نماز و حج و عمره و چه در غير آن ـ كراهت دارد.
 
 موارد استثنا
 در موارد ذيل مىتوان از پوششهاى سياه استفاده كرد:
 ـ كفش; عبا; عمامه; در حال تقيه و ضرورت; در عزادارىها; در مواردى كه عرف استفاده از پوشش سياه را مناسب بداند.
 
 كفش، عبا، عمامه

 در مورد عدم كراهت استفاده از كفش و عبا و عمامه سياه در روايتى به نقل از امام صادق ـ عليهالسلام ـ آمده است:
 «رسول گرامى اسلام ـ صلىالله عليه وآله وسلم ـ استفاده از رنگ سياه را در پوششها ناخوش داشت مگر در سه چيز: در كفش و عبا و عمامه.»
 در روايت ديگرى در اين باره آمده است:
 «با لباس سياه نماز نخوان، اما استفاده از كفش و عبا و عمامه سياه اشكالى ندارد.»
 البته پيشوايان دينى بهرهگيرى از نعلين سياه را مكروه دانستهاند; زيرا از جمله پوششهاى جباران به شمار مى آمده است.
 بنابراين اگر در زمانى چنين سيرهاى در ميان حكام گردنكش و جباران نباشد، استفاده از كفش سفيد و يا قرمز بىاشكال خواهد بود. البته حرمت شباهت به كفار و دشمنان اسلام در نوع و فرم و نحوه پوشش تنها در مورد كفش نيست بلكه هر لباسى را شامل مى شود و لذا در هر عصرى استفاده از پوششهاى مخصوص آنان براى مسلمانان ممنوع است. پيشتر ذكر كرديم كه حضرت صادق ـ عليهالسلام ـ فرمود: خداوند به پيامبرى از انبيا وحى كرد كه به مؤمنان بگو: لباسهاى دشمنانم را نپوشند ... .
 بديهى است كه هر شرايط جوى و اقليمى، نوع خاصى از پوشش را طلب مى كند. داود رقى گويد: به همراه حضرت صادق ـ عليهالسلام ـ به سوى محلى به نام «ينبع» حركت كرديم. ديدم حضرت كفشهاى قرمز به پا دارد. عرض كردم: قربانت شوم، اين كفش سرخ چيست؟ امام فرمود: كفش سفر است كه با گل و باران سازگارتر است. عرض كردم: آيا از چنين كفشى استفاده كنم؟ امام فرمود: در سفر، آرى اما در شهر و محل سكونت خود نه و چيزى را همتاى كفش سياه قرار مده.
 مرحوم مجلسى بعد از نقل روايت فوق نوشته است: اين حديث به استحباب پوشيدن كفش سياه دلالت مى كند و آن را چون عمامه و عبا از حكم كراهت، مستثنا كرده است.
 
 تقيه و ضرورت

 از تأكيد زيادى كه امام صادق ـ عليهالسلام ـ نسبت به پوشيدن كفش سياه به داود رقى در روايت گذشته فرموده، نكتهاى علاوه بر آنچه گفته شد، به ذهن خطور مىكند و آن رعايت تقيه است. چون در آن اعصار، خفقان شديدى در شهرهاى اسلامى حاكم بود و شيعيان از سوى خلفاى ستمگر وقت دچار سختترين فشارهاى سياسى و اقتصادى شده، گاه دستگير و در زندانهاى مخوف امويان و عباسيان به انواع شكنجهها دچار مىشدند و در بسيارى از موارد نيز به شهادت مىرسيدند.
 همين موضوع باعث مىشد كه پيشوايان دينى طرفداران خود را ملزم به رعايت تقيه حتى در مورد رنگ لباسها بنمايند تا جان آنان بدون دليل موجه در معرض آسيبهاى جدى واقع نگردد.
 رعايت تقيه كه مى توان گفت استفاده بهينه از شرايط موجود در عصر اختناق با تحمل كمترين ضرر و خطر است، توسط پيشوايان و ائمه هدى ـ عليهمالسلام ـ متناسب با شرايط و شؤون رهبرى رعايت مى شد.
 براى نمونه ـ در زمينه مورد بحث ـ مى بينيم كه امام صادق ـ عليهالسلام ـ در جايى خويش را مجبور ديده كه حتى در رنگ پوشش هم جانب تقيه را رعايت كند و از رنگ سياه كه در روش و منش اهل بيت ـ عليهمالسلام ـ ناپسند محسوب مى گشته، استفاده كند.
 داود رقى گويد: شيعيان به طور مكرر از امام صادق ـ عليهالسلام ـ در مورد استفاده از لباس سياه سؤال مى كردند تا آن كه روزى ديدند آن حضرت يكپارچه سياه پوشيده; هم جبه ايشان سياه بود و هم شب كلاه و هم كفششان.
 داود در ادامه گويد: حتى ديدم كه امام جايى از كفش خود را شكافت و فرمود: آگاه باشيد كه پنبهاش سياه رنگ است. سپس امام تكهاى از لايه ميانى آن را بيرون آورد و به ما نشان داد و به من فرمود: قلبت را سپيد و نورانى كن و هر چه مى خواهى بپوش.
 شيخ صدوق پس از نقل حديث فوق گويد: چون امام در نزد دشمنان متهم شده بود كه به رنگ سياه ـ كه مورد علاقه و شعار عباسيان بود ـ توجهى نمى كند درصدد برآمد به نهايت درجه ممكن اين اتهام را از خود بزدايد. ايشان براى اين منظور حتى پنبه كفششان را هم به رنگ سياه درآورده بود.
 هر چند شيخ حر عاملى بعد از حكايت سخن شيخ صدوق گويد: با توجه به جمله آخر روايت، مى توان گفت كه امام ـ عليهالسلام ـ مىخواسته جواز استفاده از رنگ سياه را به شيعيان اعلام فرمايد و درصدد تقيه نبوده است.
 نمونه ديگر از مواردى كه در آن امام ـ عليهالسلام ـ جانب تقيه را در مسأله رنگ لباس رعايت فرموده، جريان ذيل است:
 حذيفة بن منصور گويد: در محضر امام صادق ـ عليهالسلام ـ در حيره  بودم كه پيك منصور عباسى از راه رسيد و از حضرت خواست پيش خليفه برود. امام يك بارانى كه يك روى آن سياه و روى ديگرش سفيد بود، خواست. آن را پوشيد و فرمود: من اين بارانى را مى پوشم اما مىدانم لباس اهل جهنم است.
 علامه فيض كاشانى در توضيح فرموده امام گويد: حضرت با آن كه مى دانست سياه، رنگ لباس جهنميان است، اما آن را پوشيد، و اين براى رعايت تقيه بود. زيرا عباسيان جامه هاى سياه مى پوشيدند و جز آن رنگ، رنگ ديگرى نظرشان را جلب نمى كرد.
 
 عزادارى
 از جمله موارد استثنا شده از كراهت استفاده از لباس مشكى، مراسم عزادارى سيد الشهدا ـ عليهالسلام ـ است. شيخ عبدالله مامقانى در اين زمينه گويد: كراهت پوشش سياه، به هنگام برپايى مراسم عزادارى سيدالشهدا ـ عليهالسلام ـ برطرف مىگردد.
 مرحوم بحرانى در اين باره گويد: بعيد نيست كه پوشش سياه در عزادارى امام حسين ـ عليهالسلام ـ از روايتهايى كه استفاده از آن را نهى كرده، مستثنا باشد; چون در تعدادى از احاديث به اظهار غم و اندوه امر شده است.
 مرحوم مجلسى در جلاء العيون روايتى در تأييد اين مطلب ذكر كرده، گفته است: فرزند حضرت سجاد ـ عليهالسلام ـ ; يعنى عمر بن زين العابدين گويد: وقتى جد مظلوم شهيدم كشته شد، زنان بنى هاشم در عزاى آن حضرت لباس سياه پوشيدند و آن را در گرما و سرما به تن داشتند و امام سجاد ـ عليهالسلام ـ هم در آن ماتم براى آنان غذا تهيه مىفرمود.
 البته مرحوم مامقانى و عده زيادى از فقيهان استفاده از لباس سياه را منحصر به عزاى سيد الشهدا ـ عليهالسلام ـ ندانسته و در مورد ساير ائمه هدى ـ عليهمالسلام ـ و حتى مؤمنان و مسلمانان هم جايز دانستهاند. شيخ عبدالله مامقانى در اين باره گويد: به نظر من پوشيدن لباس سياه در عزاى اهل بيت بلكه در غم هر مؤمنى براى رعايت حرمت او از موارد استثنا شده از كراهت است.

مفاهیم رنگ در ملل مختلف

آفریقا:

الجزایر،  موریتانی،  تازانیا،  سومالی

یک زیبایی شناسی واحد و یکپارچه ی پان- آفریقایی وجود ندارد اما یک سری طرح های پایدار در سرتاسر قاره دیده می شود، اگر چیزی خشک یا مرطوب باشد،  هموار یا ناهموار بودن سطح آن مهم تر است. تیرگی و روشنایی در مرحله بعد مورد توجه قرار می گیرد. بعد از بررسی دقیق این مراحل، می توان معنای نمادین رنگ را دریافت. در بعضی جوامع سطوح هموار، براق و زیبا هستند. اما در برخی دیگر از کشورها که نشتر زدن، یک سنت است،  اشیای کاملا تیز و ناصاف معیار زیبایی هستند. طرح کلی در آفریقا، طرح های خطی تکرار شونده روی دیوارهای سنگی، درهای چوبی و میز و صندلی  بر روی بافت های مختلف می باشد. در بسیاری ازجوامع آفریقایی،  هنرمندان هم تراز با پزشک-جادوگران بودند، به خاطر این مسئله که از طریق آثارشان باید منتقل کننده ی معانی جادویی و مذهبی می بودند. معانی استنباط شده از یک اثر هنری مهم تر از زیبایی ظاهری آن است.

هنر آفریقایی تاثیر عمیقی برهنر مدرن غربی داشته است،  همان طور که هنر چاپی ژاپنی بر روی امپرسیونیسم، پیکاسو،  مودیلیانی،  درین و بسیاری دیگر از هنرمندان تاثیر گذارد. تعداد بی شماری از هنرمندان از مجسمه های آیینی آفریقایی الهام گرفته اند.

کیث هرینگ Kieth Haring پس زمینه های هیجان آور الگوهای خودش را به کمک هنر چاپی آفریقایی ایجاد می کند و از اِلمان های این هنر در آثارش استفاده می کند.

رنگ،  معانی متفاوتی در نواحی مختلف آفریقا دارد. این معناهای متفاوت، از روستایی به روستای دیگر،  حتی بین خانواده های ساکن در یک روستا هم متفاوت استنباط می شود.

قرمز: در نیجریه فقط توسط رؤسای قبایل پوشیده می شود،  اما در غنا به هنگام سوگواری پوشیده می شود و همین طور به هنگام مراسم تدفین در ماداگاسکار.

در استفاده آیینی از این رنگ، قرمز به معنی مرگ وخون ریزی خواهد بود. مردم بادیه نشین ماسای Masai ساکن نواحی آفریقای شرقی از پارچه های قرمز راه راه بسیار استفاده می  کنند،  چون بسیاری از بزرگسالان جوامع زوسا Xhosa در آفریقای جنوبی لباس قرمز می پوشند، این مردم «مردم قرمز» نامیده می شوند.

آبی: در آفریقای شرقی، عقیده دارند که دانه های آبی، سبب حاصل خیزی می شوند. رانگا، نام گردن بند فیروزه ای است که در جنوب آفریقا پوشیده می شود،  علت پوشیدن این گردن بند این است که مردم زوسا را به نیاکانشان پیوند دهد. تانزانیا به خاطر تانزانیست Tanzanite جواهر آبی  ـ بنفش،  شهرت جهانی دارد.

آسیای جنوب شرقی:

«چین،  هنگ کنگ»

از لحاظ تاریخی و فرهنگی، چین غنی ترین کشور است،  سنت های چینی در ارتباط با معانی و تعابیر رنگی به تاریخ عصر برنز برمی گردند که در طی قرون متمادی به یک سیستم نمادین رنگی پیچیده تبدیل شدند. تعابیر رنگی در کشورهای این منطقه،  با باور باستانی فنگ شوی Feng shui، گره خورده اند. ترجمه لغت به لغت این عبارت «باد و آب» است و به مفهوم زندگی همراه هارمونی در محیط می باشد. در حالی که این باور باستانی،  نه یک دین است نه یک فلسفه،  اما فنگ شوی مخلوطی از هر دوی این ها برای رسیدن به کمال زمینی، مردمی و متافیزیکی می باشد. این باور در ارتباط با طراحی ساختمان و بنا بیشتر استفاده می شود اما به مرور در زمینه های مختلف کاربرد پیدا می کند، از انتخاب شکل کلی یک شهر گرفته تا قرارگیری میزوصندلی در یک اتاق. نمادهای رنگی چینی، از آن جا که با موضوعات پنج عنصر اصلی و جهات اصلی مرتبط هستند، به  همین خاطر کاربرد رنگ با باور فنگ شوی گره می خورد. در آسیا هارمونی و تعادل در زندگی روزانه بسیار مهم است.

قرمز: این رنگ به طور گریز ناپذیری تداعی  کننده چین کمونیست است و ما را به جنوب چین می رساند،  جایی که منشا حرکت انقلابی در چین بود. کتاب کوچک قرمز مائو یک نیروی هدایت کننده برای انقلاب فرهنگی دهه 60 بود. قرمز یک رنگ سنتی برای لباس های عروسی است. پاکت های کاغذی قرمز پر از پول، هدیه های سنتی سال جدید قمری چینی برای بچه ها می باشند. شرکت های بسیاری در چین،  عیدی کارمندان را در این پاکت ها می گذارند و به آن ها می دهند. در فرهنگ چینی،  پوشیدن قرمز یاقوتی سبب طول عمر می شود. یکی از تعابیر منفی رنگ قرمز در آسیای جنوب شرقی این است که ترحیم نامه ها، به صورت سنتی با جوهر قرمز نوشته  می شوند. حروف زرد در پس زمینه قرمز در تمام علامت ها، برچسب ها و بسته بندی ها دیده می شوند.

زرد: شاید به خاطر خاک زرد شمال چین ، زرد در این فرهنگ، رنگ نمادین زمین شده است. برای قرون متمادی زرد رنگ نمادینی بود که در انحصار خانواده های امپراطوری قرار داشت و امروزه هم این رنگ نشان قدرت و سلطنت است.

در فرهنگ چینی،  آب یک مؤنث است در طبیعت است. تنالیته های مختلف آبی در زبان چینی بیشتر به معنی عمیق و کم عمق هستند تا تاریکی و روشنی رنگ. کارگران ساده به صورت سنتی رنگ آبی سفید آمیخته می پوشند.

سفید: نماد فلز است. همچنین نمادی از مرگ و سوگواری است. مراسم تدفین،  دومین اتفاق مهم در زندگی یک انسان است که (البته در فرهنگ چینی، اولین اتفاق هم ازدواج است) در آن روز لباس های سفید پوشیده می شود. در هنگ کنگ سفید به معنی غرب و پاییز است.

«نماد شناسی رنگی چینی»

عناصر طبیعت،  جهت های اصلی،  مناطق مختلف یک کشور و چهارفصل، تشکیل دهنده ی نمادشناسی رنگی سنتی چینی هستند. رنگ های پنج عنصر اصلی در این نمادشناسی سنتی از این قرار است: زمین، زرد - فلز، سفید - آب،  سیاه- چوب،  آبی یا سبزـ آتش، قرمز. هر رنگ بازگو کننده ی فیزیکی و غیرفیزیکی عناصر می باشد. چگونگی ارزش ماهیتی این عناصر چنین است: آتش برچوب چیره می شود،  آب بر آتش و به همین ترتیب این چرخه ادامه می یابد. در افسانه شناسی چینی، چهار فرمانروای بهشت که از چهار جهت اصلی محافظت می کنند، دارای صورت های رنگی هستند: فرمانروای شمال صورت سیاه دارد. جنوب،  قرمز- شرق، سبز و فرمانروای غرب سیمایی سفید دارد.

«ژاپن»

معدود جوامعی هستند که از رنگ مطابق با ماهیت کشورشان به خوبی استفاده کنند، آن چنانکه ژاپن عمل کرده است. اقتصاددان بین الملل،  ماکس مول Max Mohl ژاپن را چنین توصیف کرده است: «سرزمین نیلوفر آبی و سرزمین ربات ها،  دو مرحله از هستی که به آسانی در کنار هم قرار نمی گیرند... همین طور کسی نمی خواهد این دو را در کنار هم قرار دهد.»

قرمز: در ژاپن،  رنگ قرمز یک رنگ ملی فراگیر و همه جا حاضر است،  در پرچم کشور دیده می شود،  در تلفن های عمومی،  در تبلیغات در نسخ چاپی و در تصاویر گرافیکی که از تلویزیون پخش می شوند. کسا Kesia لباس مذهبی راهب تراز اول بودایی «ذن» ، قرمز است. قرمز نماد ازخودگذشتگی است. استفاده از جوهر قرمز در نوشتن،  نشان از به هم خوردن یک رابطه صمیمی است. در فرهنگ ژاپنی،  خرچنگ های دریایی نماد زندگی طولانی است.

زرد: رنگ غالب در پارچه بافی و باغبانی زرد است که توسط راهب دارای مرتبه ی سوم مذهبی،  در معابد «ذن» پوشیده می شود. زرد نماد خورشید و گل می باشد.

آبی: لباس کارگران آبی است. یوکاتاهای با نقش مایه های سفید و آبی تزئین می شوند.


کشورهای منطقه اقیانوسیه (جنوب غربی):

«استرالیا، نیوزلند،  فیلیپین»

در این منطقه،  جایی که کلمه «تابو» از فرهنگ آن به وجود آمده است،  وقتی صحبت از رنگ می شود، چنین تابویی وجود ندارد. رنگ همیشه در بسیاری از صنایع تزئینی سنتی،  واجد معانی عمیق و نمادین نمی باشد. منطقه ی جنوبی اقیانوسیه به دوقسمت پولی نسیا و ملانسیا تقسیم می  شود. پولی نسیا مثلثی است بین کشورهای هاوایی،  نیوزلند، جزایر ایستر. هنر غالب این منطقه،  آفرینش توتم های تراشیده شده نمادین از نیاکان و حیوانات است. هنر دیگر این مردم تزیین اشیای کاربردی است. این مسأله هم باید مدنظر گرفته شود که جایی که رنگ استفاده می شود، اکثرا اهداف زیباسازی و تزیینی مدنظر گرفته می شود. دو نوع لباس در قسمت پولی مسیا پوشیده می شوند که مرجع خوبی برای بررسی رنگ این منطقه می باشد. پنبه دوزی های تاهیتی که "تیفای فای" نام دارند،  به رنگ های متضاد مزین هستند.

لباس "تاپا" که در کشور تونگا استفاده می شود،  یک لباس چندمنظوره است که رنگ هایی دارد نظیر: قهوه ای- نارنجی، قرمز ـ نارنجی و زرد.

ملانسیا،  از جزایر جنوب غربی اقیانوسیه که از سمت فیجی تا گینه نو کشیده شده اند،  تشکیل شده. برخلاف پولی  نسیا،  در منطقه ملا نسیا اشیا سال هاست که با رنگ های روشن پوشیده می شوند و این نشان از تاثیر ورود کالاهای آمریکایی و اروپایی به منطقه می باشد.

استرالیا،  سرزمین بامبوها است. خرمایی، رنگ لاماها  می باشد که در استرالیا به وفور یافت می شوند. باید بدانیم که استرالیا خشک ترین قاره ی مسکونی در جهان است که نشان از این است که رنگ های قهوه ای خاکی و خرمایی چشم گیر ترین رنگ ها خواهند بود.

بزرگ ترین تپه ی مرجانی جهان (نوعی سد) در استرالیا است. این تپه ی مرجانی از دو قسمت ساخته شده، تپه ی مرجانی چند رنگی که از پولیپ های زنده درست شده و تپه ی مرجانی سفید،  که از اجساد بی شمار پولیپ هایی که طی صدها هزار سال مرده اند به وجود آمده است.

زرد: مائوری ها، بافته های سنتی با طرح هایی به  رنگ زرد و اکر دارند. رنگ زرد، نمادی از رستاخیز و تولدی دوباره، رنگ جنبش «قدرت مردمی فیلیپین» شد که در دهه هشتاد فردیناند مارکوس را از اریکه قدرت به پایین آورد.

"اولورو" یک صخره بزرگ با محیطی به طول 9 کیلومتر می باشد و ارتفاعی معادل 348 متر دارد. رنگ این صخره به همراه حرکت خورشید از روی آن، از ارغوانی روشن به آبی،  صورتی، قهوه ای و قرمز سرخ تغییر رنگ می دهد.

مرمرهای شیطانی سنگ های بزرگی هستند که به هنگام غروب خورشید درخششی قرمز رنگ پیدا می کنند. در میان مائوری های اهل نیوزلند قرمز‏، رنگی مقدس است که مخصوص خدایان می باشد. در خانه های سنتی مائوری، پرتوهای خورشید به صورت خط های پیچ دار سفید هندسی بر روی پس زمینه ای به رنگ قرمز خاکی ترسیم می شوند. اکثر سرزمین نیوزلند، خاکی سرخ فام دارد.

این غیر ممکن است که درباره استرالیا حرفی زده شود و از رنگ آبی صحبت به میان نیاید چون استرالیا به خاطر سواحل زیبا و ورزش های آبی که در آن جا انجام می شود،  شهرت جهانی دارد. آبی رنگ غالب پرچم اکثر کشورهای حوزه اقیانوسیه است.

در آیین حرکت دسته جمعی «نازارین سیاه» در فیلیپین،  عظیم ترین کارناوال در این کشور، مجسمه ی چوبی سیاهی با ابعاد انسانی از حضرت مسیح از میان خیابان های کویاپو توسط مردم برده می شود.

خاورمیانه:

خاورمیانه محل به وجود آمدن سه دین بزرگ اصلی دنیا و مهد تمدن بشری است. به همین خاطر رنگ، نقش نمادینی در مراسم، آیین ها و زیباسازی در دین های یهود، اسلام و مسیحیت ایفا می کند، ودر موارد بسیار نادری در امور مربوط به این دین ها استفاده غیردینی از رنگ شده است. پرچم های ملی، باتوجه به این که خودشان چیزهای مقدس مذهبی نیستند، در خاور میانه ممکن است نشانه ها یا کلمات کتاب مقدس قرآن را در خودشان داشته باشند.

در این منطقه، در هر کشور رنگ هایی استفاده می شود که در کشور دشمن اهمیتی ندارند و استفاده نمی شوند و یا در جنبش های ضد حکومتی داخلی کاربردی ندارند. مردم بعضی از کشورهای منطقه، نسبت به کشورهای بزرگ اروپایی که در زمانی دور در آن جا استعمارگری می کردند، احساسات منفی دارند. قرمز، سبز، سفید و سیاه رنگ های نمادین جنبش های پان-عربی است و بر روی پرچم بسیاری از کشورهای اسلامی دیده می شود. دومین ترکیب معروف فیروزه ای، آبی و زرد طلایی به همراه قرمز و سبز است. این رنگ ها در معماری و موزاییک ها خصوصا در مساجد بسیار دیده می شوند.

در زمان های بسیار دور، عرب های بدوی ساکنین اولیه خاور میانه بودند. عرب های بادیه نشین شاید اولین گروهی بودند که رنگ سیاه را به عنوان رنگ اصلی زندگی روزانه شان انتخاب کردند. از سنت های تزیینی آن ها استفاده از بافتنی ها و نقره کاری ها بوده است و رنگ ها آن گونه انتخاب می شدند که مناسب محیط داخل چادر و آویزهای داخل آن باشند.

رنگ های اصلی در اشیایی که از بافته ها پوشیده بودند شامل رنگ طبیعی پشم گوسفند و موی بز، درکنار قرمز سیر، نیلی، سبز، نارنجی و رنگ خردلی بود.

دارایی زنان عرب، جواهراتشان بود. عرب ها تمایل داشتند جواهراتشان بزرگ باشد و خودشان را نشان دهند. به دو منظور استفاده می شدند، زیبایی بخشیدن و نشانی از ثروت. نقره کاری ها به گونه ای بودند که سطوحشان از خطوط تحریری نوشتاری پوشیده می شد که از کلمات قرآن بودند و یا سطوح، خطوط انتزاعی داشتند.

فلسطین اشغالی:

فلسطین سرزمینی است که مهاجران بسیاری به آنجا آمده اند و تقریبا جنبه های مختلفی از هر فرهنگ بر روی زمین را در خود نگه داشته است. رنگ های آئینی، تشریفاتی و سنتی که مخصوص دین یهودی هستند هم البته بسیار مهم اند. در ادامه ی همین مهاجرت ها، عقاید و مراسم جوامع غیردینی نیز توسط مهاجرانی که امروزه وارد فلسطین شده اند، به این کشور نفوذ کرده است. رنگ های تابوی کلی در این سرزمین وجود دارند. اما باید در استفاده از رنگ هایی که در کشور های دشمن همسایه اسرائیل کاربرد فراوان دارند، مراقب بود. رنگ های پان-عربی بهتر است در این سرزمین استفاده نشوند.

در عقیده و آئین کابالا (Kabalah به زبان عبری یعنی «پذیرش»، یک اعتقاد درونی درباره ی خدا و هستی) رنگ قرمز نشان دهنده ی عشق، ایثار و گناه است. قرمز سرخ نماد آتش است، قرمز به معنی خون ریخته شده، خشم و نفرت می تواند باشد. معنی قدرت هم می دهد.

زرد کهربایی، در اعتقاد ساکنان این منطقه رنگی بوده است که از سوی خدا به زمین فرستاده شده است.

آبی رنگ خدا است. باوری وجود دارد در این منطقه که می گوید: هنگامی که 70 نفر از اسرائیل برای دیدن خدا نزد او رفتند، زیر پای خدا «سنگ براق لاجوردی» وجود داشت. در آیین کابالا، آبی نماد شکوه است. خداوند به موسی فرمان می دهد که یهودیان برای نشان دادن قدرت و شکوهشان به لبه های لباس هایشان رنگ آبی اضافه کنند. آبی، رنگ پرچم اسرائیل نیز می باشد

رنگ های آئینی یهودی:
روحانیان معابد در اورشلیم قدیم، یک صفحه سفید بند می بستند که بر روی آن 12 سنگ رنگی وجود داشت که هریک از این ها نشان دهنده یک قوم از بنی اسرائیل بود. (سنگ هایی نظیر: یاقوت، زمرد، عقیق و...). این تعداد رنگ به طور نمادین بازگوکننده ی جنبه های مختلفی چون خدا، انسانیت و زندگی بودند. قرمز، آبی، ارغوانی و سفید رنگ های معنوی در دین یهود هستند.

مصر:

در کنار اهرام و ابوالهل، مصریان باستان میراث های «رنگ درمانی» و «مواد آرایشی بی نظیر» را نیز از خود به یادگار گذاشتند. رنگ در جنبه های مختلف زندگی در زمان فراعنه، نقش مهمی داشته است. قراردادهای رنگی مورد استفاده در مصر امروز، از کنار هم قرارگرفتن سنت های رنگی باستان و امروزی به وجود آمده اند.

راه راه های قرمز و سفید قالیچه های عرب که در شمال این سرزمین بافته می شوند، در سرتاسر کشور دیده می شوند. در مصر باستان شو Shu، خدایی که آسمان را از زمین جدا کرد، قرمز بود. سنگ های قرمز در معالجه بیماری ها و محافظت از آتش و رعد و برق استفاده شدند.

جوان های با موهای قرمز در مصر باستان، برای اطمینان از برداشت خوب محصولات، قربانی می شدند. صندوق های پستی قرمز در مصر، برای نامه های عادی داخلی استفاده می شوند.

«زرد»:

زنبورها نماد فراعنه با منزلت پایین تر، روح و خورشید بودند. ترکیب راه راه هایی از رنگ طلایی (یا زرد) و سیاه نمادی از موارد ذکر شده بودند. هک Hek خدای سحر و جادو در عصر باستان، پوست زرد داشت. سنگ های زرد، شادی و سعادت به همراه داشتند.

«آبی»:

تزئینات در مصر باستان با پس زمینه های گچی همراه بودند. روحانیون زمان فرعون ها، سینه بندهای آئینی شان را آبی می کردند تا نشانی از حقیقت و عدالت باشد. خدای زندگی وتولید مثل در مصر باستان آبی بود. آبی و بنفش نشان دهنده تقوا و ایمان بود. مصریان همیشه به رنگ های آبی فیروزه ای و لاجوردی علاقه مند بوده اند. صندوق های پستی برای نامه های خارجی، آبی هستند.

«سیاه»:

گربه های سیاه از سوی مصریان باستان مورد احترام بودند و آن ها را نشانه خوشبختی و قداست می دانستند. ست Seth خدای شمال، شر و تاریکی سیاه تصور می شده است.

«سفید»:

پارچه نخی مصری بهترین نوع در جهان است و رنگ خام چنین پارچه های سفید ونشان از کیفیت خوبشان است. از آن جایی که تصور می شده که سنگ های سفید بهشتی اند، بنابراین برای مصریان باستان قدرت جادویی خاصی داشته است، مخصوصا برای این که نحسی چشم بد را دفع کنند، سفید نماد اوسیریس Osiris، خدای مرگ و پاکی بوده است. همچنین نماد هوروس Horus خدای گذر زمان.

عربستان سعودی:

رنگ های مرتبط با اسلام و مسلمانان به وفور در این سرزمین مقدس دیده می شوند.

عربستان سعودی سرزمینی است که در آن مکه، زادگاه محمد (ص) قرار دارد و محل زیارت تمام مسلمانان است. این کشور از طریق فروش نفت به بیشتر کشورهای دنیا، میلیاردها دلار درآمد کسب می کند و این سبب آشنایی این کشور با روابط و عقاید کشورهای خارجی دیگر، خصوصا کشورهای اروپایی و آمریکایی گشته است. اشتباه بزرگی که در رابطه با کالاهای عرضه شده در بازار عربستان وجود دارد، این است که در مورد این محصولات، خطوط عربی روی آن ها به عنوان یک ا‎ِلمان بصری استفاده می شود. اغلب یک نوشته آن قدر کشیده می شود تا مناسب کار شود، اما در عمل بسیار زشت و نسنجیده از آب درمی آید. مردان سعودی ردای پشمین سنتی مخصوصی می پوشند که به دلیل یک دست شدن کسانی که لباس را می پوشند، می تواند عامل برابری و یکپارچگی شود. در هوای گرم ردای سفید پوشیده می شود. در هوای خنک تر نوع سیاه آن پوشیده می شود، و در موارد خاصی ردای بلند سفید به همراه رنگ قهوه ای و یا ردای سیاه با کناره های طلایی پوشیده می شود. سربند سنتی نیز، پارچه ای شطرنجی و سفید و قرمز است که یک بند سیاه آن را نگه می دارد.

«قرمز»:

سنگ های قرمز عقیق و لعل، تزیینات مورد علاقه ی جواهرسازان عرب (یا مشتریان جواهرآلات) هستند. عقیده اعراب براین است که عقیق، دارنده ی آن را صاحب شخصیت خاصی می کند. اعراب معتقدند لعل هیجان و عصبانیت را از بین می برد.

رنگ کبود نماد پاکدامنی است. رنگ فیروزه ای خلق و خوی صاحب آن را نشان می دهد، وقتی او شاد است می درخشد و وقتی غمگین است درخشش خودش را از دست می دهد. (در اعتقاد اعراب)

«رنگ های اسلامی»

اسلام یک جریان مذهبی و اجتماعی جاویدان در خاور میانه است. تاثیرات این دین از پاکستان در آسیای مرکزی گرفته تا مراکش در سواحل اقیانوس آتلانتیک در آفریقای شمالی مشهود است. ارجاعات بسیاری به رنگ از قرآن می شود اما بسیار کم درباره استفاده و معنی آن صحبت می شود. بسیاری از تاویلات رنگی از شعر اسلامی برخاسته اند و این شعرها در عین تاثیرگذاری، هیچ قداستی ندارند. دو رنگ مهم در اسلام، سبز رنگ ردای محمد (ص) پیامبر است و آبی، رنگ آب، آسمان و بهشت. اسلام نمایش انسان و حیوان را در هنر ممنوع می کند، بنابراین در آرایش مساجد از خطوط غیر فیگوراتیو استفاده می شود: کاشی کاری ها، موزاییک کاری ها و حتی الگوهای بافت دار روی دیوار. استفاده از موزاییک کاری در اسلام بسیار گسترده است. مساجد مکان های عرفانی هستند که سبب «طراوت روح ونشاط قلبی» می شوند و تاکید معماری در مساجد بر نور است. موزاییک ها و کاشی های درخشان روی دیوار مساجد به منظور ایجاد شعف و هیبت هستند.

«قرمز»:

در کنار تاویل خون از رنگ قرمز درسراسر گیتی، در اسلام قرمز نمادی از زیبایی مطلق الله است. قرمز رنگ لباس حافظان (شریف ها) مکه است.

«آبی»:

در کاشی کاری مساجدبرای تزئینات خطی و دیواری دیده می شود، تاویلات مثبت از رنگ آبی به خاطر تمثیلات شاعرانه ی مسلمانان است. به طور مثال تمثیلی این گونه بیان می شود: وصال بنده به خالق چون رسیدن قطره ای به اقیانوس است. از طرف دیگر آبی مایعی حیاتی و ارزشمند در این سرزمین خشک و بیابانی است.

«سبز»:

رنگ ردای محمد (ص) است بنابراین می تواند نشانی از ایمان کامل باشد. و در الهیات اسلامی بهشت به مکانی با باغ های سرسبز و خرم تصویر شده است. مساجد به طور خاص دارای کاشی کاری های سبزرنگ در داخل و خارج ساختمان هستند. پرچم های بسیاری از کشورهای اسلامی رنگ سبز را در خودشان دارند. مثل پرچم لیبی. قداست یک رنگ بستگی به سنی یا شیعه بودن یک مسلمان هم دارد. از این دو، شیعه بنیادگراتر است و کمتر از مسایل غیرمذهبی استقبال می کند.

تعابیر متضادی از رنگ زرد طلایی در اسلام دیده می شود. هیچ منعی برای استفاده از رنگ طلایی به لحاظ تزیینی و زیبایی وجود ندارد، اما طلا به عنوان چیزی که حرص و طمع آدمی را تحریک می کند و باعث انجام اعمال شر می شود، مذموم خواهد بود. زیورآلات از طلا در اسلام، قرار نیست توسط مردان استفاده شوند. اما زنان چنین تزئیناتی را مشتاقانه دوست می دارند.

«سیاه»:

مسلمانان براین عقیده اند که این رنگ زیباییش حقیقی و درونی را در خودش حفظ می کند. لباس زن های مسلمان سیاه است تا یادآور این نکته باشند که زیبایی حقیقی را کسی دارد که آن را حفظ می کند.
 

www.alr.ir تماس با ما  
 ليست آخرين خبرهاي مهم
 
سرخط آخرین اخبار
  >
 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :


 

 
دوستان

لینکستان سایت

درباره پرچمهای سیاه خراسان

صفحه نخست

تماس با سایت

لینکستان

پایگاه تخصصی ثقلین

سایت بازسازی بقیع

موسسه خبری ثقلین مشهد

کارگاه آموزشی خوشنویسی

دانشگاه مجازی انتظار

اندیشه های نو در فیزیک

نوای قلم

 

لوگوي دوستان
پخش دعای عرفه قسمت اول
پخش دعای عرفه قسمت دوم
پخش دعای عرفه قسمت سوم
پخش دعای عرفه قسمت چهارم
ورود به صفحه اختصاصی اخبار موسسه ثقلین در خبرگزاری قرآنی ایران ایکنا



 

 

 
 
 

All Right Reserved By alr.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University