| اين هفته در «شهر كليولند ايالت اوهايو» در «ايالات متحدة آمريكا» كنفرانسي به ميزباني «پژوهشگران حامي صلح در خاورميانه» و حمايت «جامعة يهوديان كليولند» و «مركز مطالعات يهود در دانشگاه كيس وسترل» برگزار شد. موضوع كنفرانس: «جمهوري اسلامي ايران، تحليل چند وجهي از حكومت ديني، ملّيگرايي و نمايش قدرت اين كشور» بود كه در آن، جمعي از بهاييها، و پژوهشگران و روزنامهنگاران روشنفكر ليبرال ايراني به ايراد سخنراني پرداختند.
 برداشت نه چندان درستي از فعّاليت در حوزة مطالعات مهدوي و گفتوگو از حضرت صاحبالزّمان(ع) وجود دارد كه قابل نقد و ارزيابي است و آن اين است كه گمان ميشود اين مطالعه و گفتوگو صرفاً منحصر به بيان مستقيم از حضرت و پارهاي مباحث كلامي و توصيف تشرفات و ذكر چند نكتة اخلاقي است؛ در حالي كه، از يك سو جريان امامت و ولايت در بستر تاريخ و درگير با مناسبات و معاملات سياسي، اجتماعي و فرهنگي رخ داده، از سويي عصر غيبت كبرا و عسرت شيعيان و مؤمنان به امامت و ولايت اهل بيت(ع) در بستر شرايط تاريخي ويژه در ميان مناسبات و معاملات سياسي اجتماعي ظالمانة اهل كفر و شرك و نفاق در جريان است و علاوه بر اينها ظهور مقدّس در اوج و غليان شرايط و موقعيت سياسي، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي اهل فسق و فجور و ظلم و از ميان بستر تاريخي آخرين سال از عصر غيبت واقع خواهد شد. از اينجاست كه بايد پرسيد: آيا بدون پرسش از اين شرايط و شناسايي موقعيتها و مواضع جريانات معاند و منافق ميتوان به تشخيص درست رسيد؟ آيا ميتوان تولّي و تبرّي نظري و عملي داشت؟ آيا ميتوان براي آمادگي و زمينهسازي قدم از قدم برداشت؟ قطعاً بدون اين شناسايي امكان تبرّي جستن از جريان كفر و شرك و نفاق در عين سكوت و خاموشي؛ يعني در ضمير هم نميتوان داشت، تا چه رسد به اينكه بخواهيد در ميان جامعه و در ميان ملل و اقوام زندگي كنيد، معاملات و مناسبات كلان سياسي اجتماعي داشته باشيد و در ميان فتنهها و آشوبها، ميليونها مسلمان و شيعه را از ميان گذرگاههاي سخت و پر بلا عبور بدهيد. با اين مقدّمة طولاني ميخواستم عرض كنم گفتوگوي مهدوي چند وجهي است و گفتوگو كننده ناگزير از توجّه به عموم وجوه و رويكردهاست؛ آن هم دقيق و به روز. امّا سخن دوم؛ قبلاً به جريان مسلمانان صهيونيست كه از ميان مثلث «بهائيّت، وهابيّت و روشنفكري ليبرال» سربر ميآورد، اشاره كردهام. جريان منافقانة شگفتانگيزي كه در عصر غيبت و آخرين سالهاي قبل از ظهور، امّت اسلامي را مبتلا به «فتنه و آشوب»، «غافل از خصم يهودي» و بالأخره آلوده به «انشقاق و اختلاف» ميسازد، تا آنجا كه همة دارايي فرهنگي و مادّي ملّت مسلمان به تاراج ميرود. اين سه موضوع كه به آنها اشاره شد مأموريت پوشيدة جريان «مسلمانان صهيونيست» در همين ايام است كه ما در آن به سر ميبريم. متأسفانه، پوشيدگي خصم اصلي؛ يعني «يهود و نصارا» و پوشيده ماندن اغراض در لفافة عبارات زيبا و شاعرانة حقنما، امكان تشخيص ارادة اصلي آمر و مأمور را براي برخي از خواص هم سخت ميكند تا چه رسد به عوام و عموم مردم. از هيمنروست كه به جوانان عزيز مطالعة دقيق مثلث شوم «روشنفكر ليبرال، بهائيّت و وهابيّت» را توصيه ميكنم. چه حيف كه طيّ سي سال اخير هيچ اقدام جدّي در دستگاه فرهنگي رسمي كشور براي شناخت غرب و يهود صورت نپذيرفته است. يكي از بازوها و اضلاع اين مثلث شوم طيّ دويست سال اخير؛ يعني بعد آشنايي ايران عصر قاجار با غرب بر مقدورات و مقدّرات فرهنگي، سياسي و حتّي هنري امّت اسلامي، سايه افكنده است. فراماسونري كه بارزترين مصداق روشنفكري ليبرال يهودي زده است، هيچ گاه مجال شناخت جدّي غرب و يهوديّت صهيونيستي را نميدهد. به عكس، اين جريان هميشه در عين زاد و ولد مزاحم و مانع شناسايي است. طيّ سالهاي اخير بخش بزرگي از تلاش و سرماية غرب يهودي، مصروف تربيت و تقويت جريان مسلمانان صهيونيست در جوامع مسلمانان شده است... .
تنها از اين طريق است كه ميتوان فتنه و انشقاق را عمومي ساخت و نظرها و انگشت اتّهام را كه متوجّه خصم اصلي است، به سوي ديگر برگرداند.
اين هفته در «شهر كليولند ايالت اوهايو» در «ايالات متحدة آمريكا» كنفرانسي به ميزباني «پژوهشگران حامي صلح در خاورميانه» و حمايت «جامعة يهوديان كليولند» و «مركز مطالعات يهود در دانشگاه كيس وسترل» برگزار شد. موضوع كنفرانس: «جمهوري اسلامي ايران، تحليل چند وجهي از حكومت ديني، ملّيگرايي و نمايش قدرت اين كشور» بود كه در آن، جمعي از بهاييها، و پژوهشگران و روزنامهنگاران روشنفكر ليبرال ايراني به ايراد سخنراني پرداختند. گويا جاي برادر سومي آنها؛ يعني وهّابيون خالي بوده است. نكتة جالب توجّه و البتّه از نظر من محور اين كنفرانس: تضعيف «شيعيان، شيعهگري و جنگ مقدّس» بوده و تلاش براي «يهودنوازي» و كاهش موضعگيري جدّي مسلمانان عليه يهوديّت صهيونيستي.
اجراي اين مأموريت در ميان مسلمانان تنها از مسلمانان صهيونيست بر ميآيد، كه نمايندگانشان در كنفرانس حاضر بودند. اخبار يك هفتة اخير دربارة ستيز و كشتار شيعيان يمن توسط عربستان، اردن و حكومت يمن را رديابي كنيد تا دريابيد كه چگونه اضلاع اين مثلث شوم عمل ميكنند.
بد نيست اطّلاعات بيشتري از اين كنفرانس ضدّ شيعي و ضدّ ايراني صهيونيستها و برگزار كنندگان داشته باشيد.
SPME نام اختصاري گروه پژوهشگران حامي صلح در خاورميانه است كه مركزش در پنسيلوانياي آمريكاست. برخي از مديران اجرايي اين گروه عبارتند از:
1. آقاي دانيل پايپس، سرسختترين صهيونيست ضدّ اسلام و از نويسندگان فعّال كانال تلويزيوني فاكس نيوز؛ 2. آقاي پيتر هاس، خاخام يهودي؛ 3. ايگال لوين، از دانشگاه اسرائيل؛ 4. جرالد استين برگ، از دانشگاه اسرائيل؛ 5. ايلانا روزالشكي، خاخام يهودي دانشگاه سالم در آمريكا؛ و جمعي ديگر.
گروه SPME برگزار كنندة كنفرانسي ضدّ شيعي و ضدّ ايراني كليولند اوهايو، هدف خودش را صلح خاورميانه و تلاش براي دستيابي به اين صلح اعلام ميكند و در بيانيهاش مينويسد:
«هدف ما صلح در خاورميانهاي است كه در آن اسرائيل به عنوان كشوري يهودي با مرزهاي امن قرارداد و همسايگانش در فضاي صلح آميز زندگي ميكنند. ما به عنوان پژوهشگران، خود را وقف انجام تحقيقات، آموزش و خدمت براي رسيدن به اين صلح عادلانه كردهايم. ما شاهديم كه دروس و تحقيقات دانشگاهي با سوگيري، اسرائيل را عامل تهاجمات خاورميانه ميدانند و چنين چيزي خلاف و سنن آكادميك و تحقيقات پژوهشگرانه است. اين ديد، بحث دربارة خاورميانه را مسموم ميكند؛ نفرت عليه اسرائيل را افزايش ميدهد؛ تفكّرات ضدّ يهودي را گسترش ميدهد؛ تهاجمات ضدّ اسرائيلي را بالا ميبرد و باعث افزايش حملات تروريستي عليه اسرائيل ميشود.
وظيفة ما روشن كردن موضوع، افزايش اطّلاعات و تشويق دانشگاهها به استفاده از اين مهارتهاي دانشگاهي در كلاسها و نشريات دانشگاهي است تاجواب مؤثّري به انحراف ضدّ صهيونيستي و ضدّ يهودي بدهيم.
هر شنوندة فهيمي ميتواند مقاصد اصلي اين گروه را دريابد. اين گروه تاكنون در 3500 دانشگاه براي هزاران دانشجو، استاد، معلم و كتابدار (قريب 28000 نفر) برنامة فرهنگي شستوشوي مغزي برگزار كردهاند.
آنها در هر دانشگاهي كه عليه صهيونيسم و اسرائيل برنامهاي اجرا شود و قصد منزوي كردن اين رژيم اشغالگر را داشته باشد حاضر ميشوند. اساتيدي را ميفرستند و جلو رأيگيريها عليه اسرائيل را ميگيرند.
ميدان اصلي عمل اين گروه، دانشگاهها و مجامع روشنفكر دانشگاهي است. در كنفرانس هفتة پيش، يكي از اعضاي مجلس اسرائيل (Effie eitam) نمايندة آمريكا در مورد غنيسازي هستهاي (سفير جكي وال كت)؛ آقاي بري رابين از مركز گلورياي اسرائيل؛ خاخام اريك لانكين از صندوق ملّي يهود. «لوبالچر» مسئول امور دانشگاهي در كنسولگري رژيم صهيونيستي در فيلادلفيا؛ به اضافة چند نفر از روزنامهنگاران و پژوهشگران فراري و ليبرال روشنفكر.
چنانكه عرض كردم يكي از مديران اين گروه ضدّ شيعي و ضدّ ايراني متمايل به يهوديّت صهيونيستي آقاي «دانيل پايپس» است. او سردبير مجلة خاورميانه، از مقامات ارشد وزارت خارجه و شوراي روابط خارجي ايالات متحده آمريكاست كه همواره از رواج اسلام با عنوان «فاشيسم اسلامي» ياد ميكند. اين يهودي افراطگر اخيراً گزارش جالبي را منتشر كرده كه براي ما قابل توجّه است. محتواي اين گزارش نشان ميدهد كه چرا يهوديّت صهيونيستي به تكاپو افتاده است و لشكر مسيحيان و يهوديان صهيونيست دانشگاهي را به راه انداخته و سعي در ترويج بيش از پيش جريان مسلمانان صهيونيست دارد. در گزارش پايپس آمده است كه نفوذ يهوديان در اروپا رو به كاهش گذاشته و در مقابل در اين قارة سبز مسلمانان روي به افزايش دارند. اين گزارش را مركز برنامهريزي سياسي ملّت يهود در سال 2007 منتشر ساخت. در آن اعلام شده: تعداد يهوديان هر ساله رو به نزول است و به دليل مهاجرت، پيري و ترس تا چند سال آينده در اروپا تودههاي يهودي نخواهيم داشت. اين تودهها در برابر موج قوي مهاجرت مسلمانان به اروپا رو به تضعيف نهاده است.
براي اطّلاع دانشجوياني كه اين سخنان را در سطح دانشگاهي منتشر ميكنند، اضافه ميكنم در گزارش دانيل پايپس از زوال يهوديان در اروپا خبر داده شده است. در آنجا اعلام شده كه در سال 2001 تعداد يهوديان اروپا 6/1 ميليون نفر بوده كه در سال 2020 به يك ميليون و سي هزار نفر خواهد رسيد.
اعلام شده كه تعداد كلّ يهوديان جهان در سال 2007، 000/155/13 نفر بوده كه با سال 2020 به ، 000/581/5 نفر ميرسد.
در اين گزارش آمده است كه بيشترين تعداد يهوديان؛ يعني 000/393/5 نفر در فلسطين اشغالي زندگي ميكنند و امروزه، آشفتگي اقتصادي اروپا باعث شده تا جمع كثيري از يهوديان به ادارات تأمين اجتماعي سوئيس مراجعه كنند.
پايپس سه عامل را عامل و باعث حركت اروپا به سوي اسلام خوانده است: عقيده، جغرافياي جمعيتي و احساس تاريخي. او ميگويد: قارة اروپا به سه سناريو بستگي دارد: قبول حكومت اسلامي، اخراج مسلمانان يا تكامل همخوان. امّا اضافه ميكند كه تحليلگران پيشبيني ميكنند كه سناريوي حكومت اسلامي اروپا نزديكترين احتمال وقوع در اروپاست.
پژوهشگران لندن معتقدند تعداد مسلماناني كه در روز جمعه به مسجد ميروند، بيشتر از مسيحياني است كه روزهاي يكشنبه به كليسا ميروند؛ اين در حالي است كه مسيحيان لندن 7 برابر بيشتر از تعداد مسلمانانند.
رئيس گروه پژوهشگران حامي صلح در خاورميانه كه روشنفكران ليبرال ايراني نيز زير چتر و سايهاش به ايراد سخنراني ميپردازند، مينويسد: سناريوي دوم يعني اخراج مسلمانان از اروپا بهترين گزينه است و حتّي مينويسد: بسياري از نويسندگان آمريكايي معتقدند كه اروپا بهترين مكان براي كشتار دسته جمعي و پاكسازي نژادي است (بخوانيد هولوكاست مسلمانان) با اين حال، تمامي اخبار و گزارشها حكايت از افول و خاموشي فانوس عمر استكبار و يهوديّت صهيونيستي دارد. آنها به اين موضوع به خوبي آگاهند.
نكتة جالب توجّه آنكه، در همين گزارش پايپس دربارة اصلاح وضع معيشتي يهوديان پيشنهادهايي شده است و از جملة آنها، درخواست صدور اجازة الحاق فرزندان خانوادههاي مختلط كه پدر يا مادر آنها غير يهودي است به هستة مركزي جامعة يهودي است. چنان كه ميدانيد يهوديان، تنها كساني را يهودي اصيل ميشناسند كه از مادر يهودي باشند و نه از پدر.
تلاشهايي از اين دست و ازجمله تقويت مثلث شوم مسلمانان صهيونيست و رويارو ساختن آنها با مسلمانان و شيعيان كه خورشيد بختشان در آسمان عالم در حال طلوع است، بينتيجه است. انشاءالله
اسماعيل شفيعي سروستاني راديو معارف 22/8/88
|